خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

339

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

فصل هفتم : قياس دور و عكس هرگاه نتيجهء قياس اقترانى را با يك مقدمه ، بر هيأت يكى از قياس‌ها تأليف كنيم تا مقدمهء ديگر را منتج باشد ، آن را قياس دائر مىنامند . هرگاه مقابل نتيجه را با يك مقدمه تأليف كنيم تا مقدمهء ديگر را نتيجه دهد ، آن را قياس معكوس خوانند . دور و عكس از عوارض قياس هستند و به همين سبب ، اين بحث متعلق به علم قياس است . ممكن است در بعضى تأليفات ، عكس مقدمه يا عكس نتيجه را به جاى مقدمه و نتيجه قرار دهيم ، بدين خاطر كه اين‌گونه تأليف منتج مطلوب است . دور و عكس در علوم كم‌تر به كار رفته ، و بيش‌تر در امتحان و مغالطه ديده مىشوند . مثال وقوع دور در علوم بدين‌گونه است كه مطلوبى را به نوعى از برهان إنّ - كه آن را دليل مىگويند - بيان كنيم ، آن‌گاه اگر بخواهيم آن را به برهان لمّ برگردانيم ، قياس دائر مىشود ، مانند اين چوب سوخته است ، هر چوب كه سوخته است ، آتش بدان رسيده است ، پس به اين چوب آتش رسيده است . اين برهان ، برهان انّ است . اكنون اگر بخواهيم آن را به برهان لمّ بيان كنيم مىگوييم : به اين چوب آتش رسيده است ، هر چوبى كه به آن آتش رسيده باشد سوخته است ، پس اين چوب سوخته است . از اين بيان معلوم مىشود كه يك بار نتيجه را به وسيلهء مقدمات اثبات نموديم و بار ديگر مقدمه را به وسيلهء نتيجه ثابت كرديم و به همين جهت ، اسم اين قياس را قياس دائر گذاشته‌اند . در مورد برهان انّى و لمّى در كتاب برهان سخن خواهيم گفت . مثال وقوع عكس چنان است كه هرگاه مطلوبى را به وسيلهء قياس خلف بيان كرده باشيم و بخواهيم آن را به صورت قياس مستقيم درآوريم ، از قياس معكوس استفاده مىكنيم ، مانند در مورد اين‌كه به چوب سوخته آتش رسيده است ، از راه خلف مىگوييم : اگر اين قضيه « به اين چوب آتش رسيده است » ، كاذب باشد پس نقيض آن صادق است : « به اين آتش نرسيده است » ، هر چوب كه آتش به آن نرسيده باشد ، سوخته نيست پس اين چوب سوخته نيست ، در حالى كه ما فرض كرده‌ايم كه سوخته است و اين خلف است . اكنون اگر بخواهيم آن را به مستقيم رد كنيم مىگوييم : اين چوب سوخته است و هر چوبى آتش به آن نرسد ، سوخته نيست ، پس اين چوب آتش نرسيده نيست ( يعنى آتش